پارمینپارمین، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

پارمین تکه ای از بلور

اولین مسافرت

1391/11/24 2:50
نویسنده : مامان نازنین
231 بازدید
اشتراک گذاری

بهترینم

روز چهارشنبه 18 بهمن به اولین سفرت رفتی عزیزم .به همراه مامان و بابا ومامان جون و بابا جون .  رفتیم سمنان پیش مامانی و بابایی (مامان و بابای بابا ) . عمه الهام و خاله ندا هم اونجا زندگی میکنن .

توی راه 2 ساعت اول رو تخت خوابیدی ولی 1 ساعت بعدی رو کلا گریه کردیگریهو خیلی کلافه شده بودی و اذیت شدی جاتو کثیف کرده بودی . گرمتم بود . تاریکم بود حق داشتی .وقتی هم که رسیدیم اولش غریبی میکردی و از بقلم تکون نمیخوردی و منو محکم نگه داشته بودی فدای دستای کوچولوت بشم من . ولی بعد از نیم ساعت دیگه بقل همه میرفتی و خوشحال بودی از اینکه دورو ورت شلوغه .

شب هم زود گرفتی خوابیدی . فقط شب اول ی حشره ی بد جنس اومده 4 جای دستترو خورده که اعصاب منو ریخته بود به هم . صبح هم زیر گردنت دیدم کمی عرق سوز شده  و دون دون شده سریع با آب شستم و خوب خشک کردم و کرم زدم . بعد رفتیم خونه خاله ندا و نگین دختر خالت کلی از دیدنت خوشحال شده بود . بعد از ظهرم 2 تایی با هم روی تخت خاله ندا 3 ساعت خوابیدیم که خیلی هم مزه داد . تا شب اونجا بودیم وبعد برگشتیم خونه مامانی و بابایی .

جمعه از صبح که بیدار شدی بیخودی بهونه گیری میکردی و نق میزدی که ظهر تب کردی . از صبحش لپات کمی قرمز بود و ظهر کلی داغ شدی لپات سرخ سرخ شده بود تب سنج برات گذاشتم و دیدیم تب داری سریع پاشویت کردیم ولی نیومد پایین و استامینوفن بهت دادم نیم ساعت بعد خوابت برد و توی خواب مدام چکت میکردم که خدارو شکر خوب شدی و نفهمیدم دلیلش چی بود شاید داری دندون در میاری چون بد جور لثه هاتو میخوارونی در هر صورت خیلی همرو ترسوندی .من که دیگه کم مونده بود بزنم زیر گریه نفسم .

شنبه هم مامانی زحمت کشیدن آش دندونی برات گذاشتن که سمنانی ها میگن دندون ترکون . و زودتر میذارن تا دندونای نی نی راحت در بیاد و اذیت نشه امیدوارم راحت همه دندونات در بیان خوشگلم .

شنبه شب رفتیم خونه خاله ندا خوابیدیم و  صبح برگشتیم کرج . توی راه برگشت فقط نیم ساعتشو بیدار بودی اذیتم نکردی دختر نازم .

وقتی رسیدیم خونه 3 ساعت گرفتی خوابیدی بعد بردیمت حموم و ی آب تنی حسابی کردی .

راستی 2 تا کار جدیدم یاد گرفتی :

1- نا نای میکنی

2 - بای بای هم یاد گرفتی

 

پارمین در راه رفت پارمین در راه رفت

لم

تب. مادر به فدات تب

پارمین و شالو کلاه پسر همش

پارمین و آش دندونی (دندون ترکون )

پارمین بای بای پارمین بای بای

پارمین در راه برگشت

اون دستمال کاغذی رو هم گذاشتم زیر گردنت تا دوباره عرق سوز نشه

پارمین لالا لالا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

مامان مریم
24 بهمن 91 14:37
الهی عزیزمی...ایشاله راحت دندونات دربیاد خاله جونم..
مامان دنیز
24 بهمن 91 16:17
قربونت برم که اینقدر ناز خوابیدی
سمیرامامان پرنیان
24 بهمن 91 23:25
عیبی نداره پرنیان هم هنوز دندون در نیاوردهمی ایسته اما خبری از دندون نیست باباش میگه نکنه اصلا در نیاره
لاله
25 بهمن 91 9:54
جون دلم
چه عکسای قشنگی
ایشالا که دندونات راحت دربیان گلم


مرسی عزیزم
لیلا مامان پرنیا
25 بهمن 91 12:05
عزیز خاله همیشه به گردش ناز ماز خانم
مامان نازنین
25 بهمن 91 12:19
الهییییییییی بگردم چرا تب کردی برگ گلم؟ ایشالا همه دندونات راحت دربیاد و اذیت نشی عزیزم قربونت برم که انقد ناز خوابیدی
افسانه مامی پارمین
2 اسفند 91 11:03
انشالله همه دندونهات بدون درد ، جوونه بزنند و دختر نازمون اذیت نشه همیشه به سفر عزیزم خیلی ناز میخوابی فرشته کوچولو
nafas
11 اسفند 91 0:09
akhey che naz khabide
دختر خاله(نگین)
10 آذر 92 14:51
پارمین لالا کرده هیسسسسس